داد و خرد

داد و خرد
این دو واژگان کلیدی از کهن‌ترین کلمات در زبان فارسی هستند و بیش از سه هزار سال است که ایرانیان این دو واژه را به کار می‌برند.
خرد معادل کلمه فلسفه و حکمت است. در شاهنامه هم یکی از پرشورترین مفهوم‌ها، درباره خرد به کار رفته است.
فردوسی بلیغ‌ترین مدح‌ها را درباره خرد می‌گوید:

خرد رهنمای و خرد رهگشای     خرد دست گیرد به هر دو سرای

از او شادمانی ازویت غمیست      و زویت فزونی و زویت کمیست

خرد را و جان را که یارد ستود        و گر من ستایم که یارد شنود

او نخستین آفرینش خداوند را خرد می‌داند. خرد آمیختگی میان عقل و شهود است.
اما مفهوم داد هم به همین اندازه اهمیت دارد. در گاهان اشو زرتشت کلید واژه‌ای به نام اشا وجود دارد که در فارسی باستان « ارته » شده است. این دو را که راستی معنی کرده اند به مفهوم قانونی است که بر طبیعت حاکم است. دادگستری قاعده « اشه » یا طبیعت است. پس هنگامی که فردوسی از دو مفهوم داد و خرد یاد می‌کند در واقع به یک سنت دو هزارو پانصد ساله پیش از خودش نظر دارد.